تبليغاتX
نوشته

16 آذر از سال 1332 روز دانشجو بود خوب توجه کنین بود!!! چون از امسال روز جهانی کودک و تلویزیون انگاری مهمتر بود و اون رو اعلام کردن!

هووم...

همیشه بهمون میگن استارت رولووشن ایران در سال 1342 زده شد بات خودمون بهتر میدونیم که این استارت از سال 1332 اونم به وسیله دانشجویان خورده شد و...

نمی دونم دلمون رو به چی خوش کردیم به جشنی که تو دانشگاه هامون برگذار شد و هیچ ربطی به این روز نداشت؟!

به صحبت های صد تا یه غاز آقایون رئیس دانشگاه که باز هم هیچ ربطی به روزمون نداشت!

به صدا و سیما و برنامه های اخبار که انگار روز کودک و تلویزیون براشون مهمتر از روز مهمترین قشر جامعه شون هست!!!

آره خب لابد حق دارن و ما ارزشمون از پسرشجاع و پلنگ صورتی هم کمتره!

امسال بی خیال روز دانشجوی دانشگاه قشنگمون شدم دیگه سراغ این نرفتم که باز هم یه شب نامه بنویسم و تو کله دانشگاه پخش کنم حتی نخواستم بچه ها رو تحریک کنم آهنگ یاره دبستانیه من رو با صدایه بلند بخونن!

ه فکر کنین به همین راحتی روزه ما شد روزه کودک و تلویزیون!

من مخالف این نیستم که نباید روزه کودک بزرگداشته بشه بات حرفم اینه که بابا به خدا 16 آذر روزه دانشجو هم هست!!!

آقای ا.ن شما که مدعی هستین دانشگاه رفتین و دانشجو بودین و استاد دانشگاه بودین شما چرا دستور دادین که نباید این روز به وسیله خوده دانشجویان بزرگداشته شه و باید خوده دانشگاه یک جشن شاد برای شون بگیره!!!

الهی که چقدرم شاده صحبت هایه کسل کننده یه بی سواد که همیشه آخرش وقتی میشینه میره به معاونش میگه ببین راستی من اون بالا چی گفتم؟!!!

دلم برای خودم میسوزه که دارم اسم دانشجو رو یدک میکشم!

دلم برای اونایی میسوزه که با دانشگاه فراگیر و آ... میخوان به زور خودشون رو دانشجو کنن و به این اسم تکیه کنن یه تکیه گاه سست و الکی و شل و ول!
نمی دونم این رو کجا خوندم بات خوندم که یکی نوشته بود با تقارن این روز و تو بوق و کرنا کردنه روز جهانی کودک و تلویزیون خواستن به ماها بگن که بابا شما هم بچه این و...

راستش خیلی برام جالب بود وقتی از زبون خوده آقای ج که رئیس دانشگاه آ ز ا د هستن شنیدم که قبولی تو کنکور ارشد این دانشگاه 100% هستش!!!

فکر کنین یعنی هرکی شرکت کنه قبول میشه یعنی هر 2 سال کلی نیرویه کارشناسی ارشد میاد بیرون که همه هم جویایه کار هستن و...

به چه قیمتی یه همچین حماقتی رو میکنن؟!

به قیمت شهریه؟!

جواب این همه دانشجو که پس فردا نیرویه متخصص میشه رو کی میده من میدم یا شما؟!

یه زمانی مدرک کارشناسی خیلی معتبر بود بعد شد کارشناسی ارشد الان که من دارم تو این مقطع درس میخونم شده مدرک PHD و ترسم از اینه که 2 سال دیگه که میخوام PHD بخونم دیگه این مدرک هم هیچ ارزشی نداشته باشه و من هم مثل یه دیپلم ردی باشم!

دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و PHD مسئله اینه که بابا پس فردا چی کاره قراره بشیم؟!

فکر کن همزمان با من این همه دانشجو فارغ التحصیل میشن که مدرکشون درست مثله منه و اونوقت میخوایم بریم دنبال کار!!!

وقتی خواهرم مدرک PHD اش رو گرفت خیلی مدرکه بالایی بود بات الان که دارم میبینم 2 سال دیگه من هم دانشجو اون مقطع میشم و چند سال دیگه من هم این مدرک رو میگیرم و بی شک خیلیایه دیگه هم مثل من به این مدرک دست پیدا میکنن به نظرم اصلا بالا نیست مدرکش!

به قوله یکی فوتبالیست هم نشدیم به خدا ارزشمون خیلی بیشتر بود!

شاید حتی تا سوم راهنمایی خونده بودیم بات ارزشمون خیلی بیشتر بود!

وقتی فکر میکنم و میبینم که تو این مملکت ارزش منه تحصیل کرده منی که چند تا مقاله چاپ شده علمی دارم و منی که یه طرح فوق العاده دادم که تا 1 هفته دیگه واسه مرحله آزمایشی اجرا میشه از فیروز کریمی و خداد عزیزی هم کمتره از خودم خجالت میکشم!

خجالت میکشم که برم اونور بگم ایرانیم و اونا هم به جایه اینکه ایران رو با نیرویه تحصیلکرده اش و فرهیخته هاش بشناسن یا با دکتر ا.ن میشناسن البته از جهت کارهایه فوق العاده باحالشون و یا اینکه با فوتبالیست هامون میشناسنمون!

فکر نمیکنم که لگد زدن به یه توپ گرد و 90 دقیقه تو یه زمین مستطیل دویدن همچین کاره سختی باشه و نیاز به تخصص داشته باشه!

در تمام طول عمرم هیچ وقت فوتبال بازی نکردم! بات یقین دارم که نباید کاره سختی باشه!

یعنی ما 16 آذر این ارزش رونداشتیم که بجایه یکی از اون برنامه هایه کودک سرود یاره دبستانیه من رو میذاشتن؟!

اونوقت انتظار دارن بریم واسشون رای بدیم که اگه ندیم...

آره دیگه مظلوم ترین قشر جامعه ماییم هرکی میخواد عقده اش رو خالی کنه سره ما ها خالی میکنه!

از استادی که اولین ترمه تدریس میکنه و میخواد عقده هایه دوران دانشجوییش رو خالی کنه تا آقای ا.ن و بالاتری هاش همونایی که بهش میگن چی کار کنه و چی کار نکنه!

تحصیل تو دانشگاه هایه ایران مساوی مورد تهمت و تحقیر قرار گرفتن یعنی هم پول بدی هم کاره تحقیقاتی کنی هم زحمت بکشی هم براشون رتبه ملی و بین المللی بیاری آخرش هم بزنن تو سرت و تو هم خفه شی!

یعنی استاد... بیاد و مقاله ای که تو دادی بهش تا بخونه به نامه خودش چاپ کنه و وقتی ازش شکایت کردی و محکومش کردی یه پست بالاتر بهش بدن!

یعنی استاد... تو یه ویلا تو دریا کنار با دانشجویه دخترش باشه و ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی دستگیرش کنه و جالبه که همون استاد ساله قبلش استاد نمونه بسیجی شده باشه و...

یعنی...

 

یاره دبستانیه من

با من و همراه منی

چوب الف بر سره ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

رو تنه این تخته سیاه

ترکه بیداد و ستم

مونده هنوز رو تنه ما

دشت بی فرهنگیه ما

هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب بد اگه بد

مرده دلایه آدماش

دسته من و تو باید این

پرده ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو

درده ما رو چاره کنه

( باصدایه جمشید جم بخونین!)

 

پ.ن: تو رو خدا باز نیایین نگین پستت بیات شدست! آره دلیل منطقی هم دارم که نمی تونستم بیام تو نت!

 

پ.ن: جاست یه سوال آهای محمود آقا شما که این همه ادعایه دانشجو بودن و از عرصه دانشگاهی خودت رو دونستن دارید 16 آذر کجا بودی و چی کار کردی؟! اصلا قضیه کویه دانشگاه کجا بودی ها؟!!!!

 

پ.ن: روزه دانشجو یا روزه کودک و تلویزیون مسئله این است آیا؟! یا انرژیه هسته ای حقه مسلم ماست!

 

پ.ن: بابا به خدا همین حقه مسلممون و هم مدیون همین دانشجو ها هستیم متخصصین این رشته که علم لدونی نداشتن داشتن؟!

 

پ.ن: روزه دانشجویه بیات شدتون مبارک!

 

پ.ن:...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 19:38 توسط ایلیا |

و آنگاه اهووم 1 ساله میشود!!!

خب دست بزنین واسش!

بله امروز اهووم 1 ساله میشود و من هم خوشحالم هم متعجب و هم ...

راستش اهووم به جز یکی از بلاگام که خیلی هم دوستش دارم و کاملا به زبان فرانسه هست تا چند وقت دیگه اگه اشتباه نکنم 5 ساله میشه دومین بلاگمه که داره تولده 1 سالگیش رو میبینه و اولین بلاگ فارسیه من هست که داره این روز رو جشن میگیره!!!

اهووم منم یعنی منم امروز 1 ساله شدم!

منی که اینجا اونی که خواستم بودم و موندم!

اتفاقاته زیادی در طول این یک سال هم برای من افتاد و هم برای اهووم عزیزم!

خیلی ها اومدن و رفتن خیلی ها اومدن و موندن خیلی ها هم اومدن و موندن و لطف کردن و لینک کردن و بودن دوستانی که لینک کردن و پاک کردن!!!

راستی خیلی ها هم بودن که لینک شدن و پاک شدن!!!

حتی یک بار هم اهووم به وسیله شخصی غیر از من آپ شد(رجوع شود به پست قبل)

هووم نمی دونم بگم احساس خوبی دارم یا نه بات این رو به جرات میگم که ریلی هیستریک هستم و دلشوره دارم!

پست هایه زیادی رو این تو گذاشتم بات بینشون چند تا رو خیلی دوست دارم چند تا رو هم اصلا دوست ندارم بعضی از پست هام هم حتی به پابلیک شدن نرسیدن و...

در نهایت از اینکه اهووم یک ساله شد خیلی خوشحالم و شاید از این جهت خوشحال باشم که فکر میکنم این حمایت هایه شما و سرزدناتون و کمک کردناتون برای نبستن اهووم باعث 1 سالگیش شد وگرنه چند ماه پیش باید بسته میشد و...

Bon anniversaire oh0om!

خب چه میشه کرد اهووم هم یکم غرب زده شد و از پنجشنبه داره به این زبان حرف میزنه منم بهش تبریک گفتم امیدوارم که بتونه از این به بعد بتونه بهتر باشه و انتظارات رو برآورده کنه و شما ها رو هم راضی نگه داره و...

Je vais vous dire au revoir! Amusez-vous bien.

Au revoir.

 

پ.ن: از شانس قشنگم دوباره آلرژیم شدید شده و الان کاملا وضعم قابل تصوره که همش در حال عطسه و...

 

پ.ن: یک پست دیگه هم در راه بات امیدوارم که امشب آپ شه بعلت کمبود تایم و...

 

پ.ن: راستی من به قولم عمل کردم و برگشتما!!!

 

پ.ن: از دوست عزیزی که زحمت آپ کردنه پست قبل رو کشیدن ریلی ممنونم چون ریلی تایم کم داشتم برای آپ کردن!!!

 

پ.ن: ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 19:41 توسط ایلیا |

سلام سلام صدتا سلام

من کیم؟؟؟؟؟؟؟؟

این مهم نیست ؛ شماها فکر کنید یه دوست یا یه آشنا ؛ فقط اوومدم بگم که :

آقااااااااااااا صاحب این وبلاگ تا اطلاع ثانوی رفته ددر دوودوور و نیستش(( خوشش باشه )) ؛ گفته که بر می گرده ؛ من که باور کردم ؛ شماها هم باور کنید

 

پ ن 1: صاحب خوونه گفته که پست بدون پ ن ته ش روو هواست ؛ پس اینم پ ن

پ ن 2: بهش قول دادم سراغ نظرات خصوصیش نرم ؛ به قولم هم عمل می کنم

پ ن 3 : قرار شده برا جبران این کارم توو عرووسیم نانای کنه

+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت 19:40 توسط ایلیا |

به نظر شما ما چقدر از ایران سهم داریم؟!

شما رو نمی دونم بات خودم...

هووم...

خب از دیدگاه من همه سهم آدمهایی به سن من سالی 220000 ریال سرانه و یه چند برگ کوپن و روزی 3.3 لیتر بنزین و یه صندلی تو دانشگاه هست که البته بعد از پایانه دانشگاهت باید 2 سال بری بیگاری که هزینه اون صندلی رو به دولت برگردونی!!!

راستی مگه یه صندلی چقدر واسه دولت هزینه داره؟!

راستش تو اغلب کشورهایه توسعه یافته یا به عبارتی جهان اول تحصیل رایگانه یا حداقل من اینجوری فکر میکنم و دیدم!

استرالیا یه کشور 50 ساله هست بات تحصیل و درمان اونجا واسه شهرونداش رایگانه فرانسه هم همینطور امریکا هم!

ایران که یه زمانی یکی ادعا میکرد برق و آب و هزار و یک چیزه دیگه رایگانه و نفت رو هم میبریم میدیم دمه خونه مردم و یه زمانی هم یکی دیگه اومد و گفت نفت رو میاریم سره سفره مردم که خداییش من هنوز ندیدم!!! باید بابت تحصیلت هزینه پرداخت کنی واسه درمان هم باید پول بدی واسه زندگی و نفس کشیدن هم باید پول بدی هم جواب پس بدی اونوقت تا 18 سالت شد چه تا این مدت تو ایران میبودی چه خارج ایران بودی و درست روز تولد 18 سالگیت برگشتی ایران تندی میگیرنت و میبرنت سربازی که 2 سال ازت بیگاری بکشن بابت این همه خدماتی که در اختیارت گذاشتن و پولش رو گرفتن!!!

مملکت گل و بلبلیه مگه نه؟!

تو اگه تو ویلات نشسته باشی و با خواهرت حرف بزنی یک هو میبینی یکی خیلی جدی پنجره رو باز میکنه و بی اجازه میاد تو و بهت میگه که با یه خانوم خلوت کردی!!!!

من نمی دونم اینا رو کی تربیت کرده که حتی بلد نیستن در بزنن کی اینا رو تربیت کرده که بهشون یاد نداده اگه پرده پنجره کناره توش رو نگاه نکنی که هی زل نزنی به یه خانوم نامحرم!

به تو چه ارتباطی داره که خواهره من تو خونه خودش دلش میخواد چه جوری بشینه!!

نمی دونم چه ایرادی داره که خواهرم جلو من با شلوارک بشینه!!!

مملکت گل و بلبل که میگن اینه!

آره خوب وقتی یه آخوند بی سواد میاد میشه رئیس مرکز پژوهش های استان که طرحی رو که وزارت خونه تائید کرده رو تکذیب میکنه دیگه از بقیه چه انتظاری میشه داشت؟!

وقتی آقای خ بلد نیست با موس کامپیوتر کار کنه دیگه حرفی واسه گفتن نمی مونه!

وقتی آقای ا.ن متن سخنرانیش تو مجمع رو آقای ح 1 ساعت و 15 دقیقه قبل از سخنرانیش بهش میده و کله سخنرانی هم آقای ا.ن تپق میزنه بنظر شما اینجا آباد میشه؟!

چرا یک فرقه تو ایران به اسم کریمیست هست که تلویزیون رو حرام میدونن و دختر هم تا سوم ابتدایی باید بره مدرسه؟! تازه خانوم ها باید 3 قدم و نیم از همسرشون عقب تر راه برن هنگام باز کردنه در اولا که نباید باز کنن وقتی هم که باز کردن باید انگشت بذارن تو دهنشون اینا یعنی پیشرفت دیگه ها؟!

خلوت کردنه یه خواهر و برادر گناه کبیره هست بات خانوم بازی آقای ک ثواب هم داره!!!

بنده خدا به فکر جمعیت نسوان بی سرپرسته!!!

خب بنده خدا به فکر اینه که سایه یکی بالا سرشون باشه!!!

به نظر شما با این توصیفات میشه امیدی به بهبودی آینده این مملکت گل و بلبل داشت؟!

که یه دانشجو باید تنش بلرزه وقتی مسئولین حراست رو میبینه!

وقتی بفهمی در کمدت تو دانشگاه باز شده و توش وارسی شده یکم هم که دقیق میشی میبینی این کار با کمد همه اونایی که کمد داشتن انجام شده تازه متوجه میشی کاره حراسته و...

یادمه از اون کوچولویی همیشه بهمون میگفتن کمد و کیف و اینا یه چیزه شخصیه و آدم نباید بهشون دست بزنه بات مثل اینکه اینا اصلا تربیت نشدن که این چیزا رو بدونن وگرنه...

دوست دانشجویی که بی دلیل و تنها به نشانه اعتراض به نصب دوربین تو کریدور های دانشگاه اعتصاب کردی و الان هم معلوم نیست کجایی برات متاسف!

باید دید و دم نزد وگرنه سرت به بالایه چوبه ی دار میرود و این است رسم جوانمردی...

اونوقت من میام اینجا حرف میزنم تا شاید اوضاع بهتر بشه!

شدم مصداق کامل این شعر که میگه:

در آن دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند

من از خوش باوری آنجا

محبت آرزو کردم!

 

پ.ن: هرچی خواستم دیگه از این دست پست ها ننویسم نشد یا بهتره بگم که نذاشتن!

 

پ.ن: دلم یه افق روشن میخواد بات هرچی به افق این مملکت گل و بلبل نگاه میکنم تیره و تاریکه!

 

پ.ن: ...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 0:36 توسط ایلیا |

تنها جایی که من معتقدم میتونی رنگ آمیزی پاییز رو تمام و کمال ببینی جاده هرازه!

باور کنین وقتی به منطقه کلرد میرسی میتونی درخت ها رو با رنگ هایه نارنجی و زرد و قرمز و تک و توک سبز ببینی!

می تونی پاییز رو حس کنی و بو بکشی!

پاییز گرم امسال رو هم میتونستی اونجا ببینی!

دلم پاییز میخواد آخه ماله امسال که یا تابستون بود یا الان که زمستون شده!

چند روز پیش تولدم بود یعنی دوشنبه!

هووم خیلی بهم خوش گذشت همه دوستا و آشنا ها بودن مادری و حضرت پدر هم بودن چیزی رو هم که خیلی دوست داشتم داشته باشم رو هم مادری و حضرت پدر به عنوان کادو واسم خریدن که خیلی خوشحالم کرد!

می خوام از تولدم بگم و از اینکه وسط مهمونی یک هو یواشکی اومدم تو نت همه هم دیگه به این کاره من عادت کردن به اینکه بدونه اینترنت نمی تونم زندگی کنم!
جالبیش اینجا بود که همه رفتن و هم همینجوری سرسری ازشون خداحافظی کردم باز شانس آوردم حرفشون در مورد کادویه مادری و حضرت پدر رو فراموش کردن وگرنه...

راستی چند شب پیشا داشتم با یه دوست حرف میزدم ما آدم ها چقدر متفاوتیم در درون ظاهری شاد چقدر مشکل و غم و غصه داریم یا برعکسش هم صادقه پشت ظاهر همیشه غمگینمون آدمه خیلی شادی هستیم!

هیچ وقت از روی ظاهر افراد در موردشون قضاوت نکردم چون خودم قربانی خیلی از این پیش داوری ها هستم!

خیلی دلم میخواد به دوستم کمک کنم!

اونم یه جوری...

می دونین چیه خیلی بده که آدم نتونه درده تو دلش رو به کسی بگه نظر شما غیره اینه؟!

خیلی بده که آدم یکی رو دوست داشته باشه و اطمینان داشته باشه که اونم دوستش داره با هم هم زندگی کنن بات نتونن به هم بگن همدیگه رو دوست دارن مگه نه؟!

یه چیزی رو میدونین این که همه احتیاج دارن بشنون یکی دوستشون داره؟!

حتی تو آره با توام غریبه ی چند پست پیش که الان آشنایی آره با توام بیا بشین پهلویه خودم دمه در آخه دیگه غریبه نیستی!

حالا که خودمون احتیاج داریم بشنویم یکی بهمون بگه دوستمون داره بیایین ما هم این نیاز اونایی که دوستشون داریم رو ارضا کنیم از همین الان بیاییم به اونایی که دوستشون داریم بگیم! به خدا هیچ چیزی ازمون کم نمیشه بلکه یه چیزی هم بهمون اضافه میشه!

چی؟!

خب...

 

پ.ن: میخوام ماشین سابقم رو بفروشم با کارت سوخت 700 لیتری برای دریافت اطلاعات بیشتر کامنت خصوصی با آدرس ایمیل بذارین!

 

پ.ن: خب برو همین الان بهش بگو دوسش داری دیگه!

 

پ.ن: اطلس جان مرسی که تولدم رو تبریک گفتی! از اصفهانی جماعت بعید بود!

 

پ.ن: یه تشکر از یه دوست که برای آخرین بار هم که فکر میکنم باهام حرف زد با یه کاری آخرین درسش رو داد و...

 

پ.ن: ...

 

 

+ نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت 20:3 توسط ایلیا |