دست شما درد نکنه اینه رسمه انسان دوستی؟![]()
نه این رسمه بنی ادم اعضای یکدیگرند و از این حرفا؟![]()
بنی ادم اعضای یکدیگرند فقط این نیست که من جیگر تو باشم که.![]()
یعنی شما واسم کامنت بذارین تا من جلو این کم نیارم خب.
ای بابا منظورم جلو ایلیاست.
بهم میگه دیدی کسی بهت توجه نکرد؟
هی روزگاره لعنتی...
ای خواننده احتمالی این پست دلگیرم ازت........... ای بلاگفا سیرم ازت![]()
خوب بود اومدم اینجا گفتم به یاری نظری شما نیازمندما.
با چشایه بی تفاوت روبروی من نشستی؟
خب نمیشه یکم متفاوت نگام کنی اخه یه جوری میشم این شکلی نگام میکنی.![]()
بهم میگه چرا پی نوشت ننوشتی؟
بهش میگم دلم نخواست![]()
بهم میگه پس زود باش اسباب اثاثیه ات رو جمع کن میخوام به یکی دیگه اجارش بدم!
منم گفتم زهی خیاله باطل عمرا از جام تکون بخورم.![]()
من تازه یه جایه خوب پیدا کردم و راحت دارم توش زندگی میکنم.![]()
یادتونه تو مطلب قبلی گفتم من میتونم یه معلم هم باشم؟
یکی از شاگردها چند روز پیش سر کلاس ازم پرسید شما می تونین یه بلاگ نویس باشین؟
گفتم من نویسنده خوبی نیستم پس نمی تونم بلاگ نویس باشم.![]()
بهم میگه یعنی بلاگ ندارین؟
منم گفتم نوچ.![]()
بهم میگه پس خیلی عقبی از تکنولوژی.![]()
![]()
![]()
این و یک بار ایلیا هم بهم گفت..................... منم بعدش رفتم بلاگ ساختم به 2 هفته نکشید که فیلتر شد.![]()
خب اینا هستن که استعداد هایه ما رو چیز میکنن دیگه..... اه خب چیز میکنن الان کلمه اش یادم نیست.![]()
منظورم همون تو ذوئق و قریحه و اینجور چیزا زدن بودا.
بخاطر همین منم عالم بلاگ نویسی رو ترک کردم و رفتم عزلت نشین شدم البته قبلش کلی گریه کردم و سر و صورت خودم رو چنگ زدم کلی هم کولی بازی در اوردم
تا.......................... اینکه ایلیا اومد بهم گفت بیا و یه چند وقتی بلاگم رو اجاره کن.
اولش یکم ناز و نوز کردم اما................ خب پیشنهاد وسوسه کننده ای بود مگه نه؟![]()
حالا هم که میبینن اینجا نشستم و واسه شما بلاگ "اهووم" رو اپ میکنم این رو نوشتم تا رسم امانت داری رعایت بشه.
اخه ایلیا طفلکی دلش به همین اهووم ها خوشه بذار یکم حال کنه.![]()
بیا نظر بده تا من جلو این کم نیارم دیگه.
من که فکر نمیکنم اما خودش بهم گفت اینجوری بنویسم.
تازه تاکید هم کرد که به سبک خودش بنویسم و هیچ تغییری هم به ظاهر ندم و درست به سبک خودش و مثل خودش بنویسم.
این امانت بهره روزی دست ماست؟
من که اینجوری فکر نمی کنم اخه من که هیچ سودی از نوشتن این تو نصیبم نمیشه.![]()
هیچ دخلی هم به حاله من نداره.................پس این امانت بهره روزی دست من نیست
تازه مگه اینجا کامیونه که روش بنویسم این امانت بهره روزی دست ماست؟![]()
بهم گفته نمی خوام کسی بفهمه کی هستی!
قبول اما اینجوری که کسی من رو نمیشناسه مگه نه؟
این که انصاف نیست من اینجوری معروف نمی شم.![]()
بهم میگه تو خودت به اندازه کافی معروف هستی لازم نیست دیگه اینجا هم خودت رو نشون بدی.
چشم هرچی شما بگین( نا سلامتی اینجا صاحب خونه شمایین دیگه[شیوه پاچه خواری]
)![]()
من کیم؟
خب بذار یکم فکر کنم.
به قوله خودش هووم...
اهان من منم دیگه!
من میتونم دکتر باشم، میتونم مهندس باشم ، میتونم خواننده باشم، اما نویسنده خوبی نیستم.
تازه من میتونم مدیر باشم، میتونم یه معلم هم باشم.
با همه این حرفا من هنوز منم؛ باشه؟
بهم میگه حتی از فونت و سایز خودش هم استفاده کنم.
خب این چه جور اجاره دادنه؟![]()
بهش میگم حالا اگه ازم پرسیدن کیم چی بگم نمیشه که بگم من منم.
بهم میگه مشکل خودته بگو من منم.![]()
به نظر شما این ظلم در حقه من نیست؟
تازه میگه مجبورم پی نوشت هم بنویسم.
اما من این یه کارو نمیکنم.![]()
گفته نظراتم تائیدی باشه که باهاش موافقم.
راستی من که منم اونی هم که این حرفا رو میزدا همین ایلیایه شماست تازهههههههههههههههههههه بهم گفته باید هر چند وقت درمیون بگم اهووم تا رسم امانت داری رعایت شه.
اقا ما اصلا نخواییم این تو بنویسیم و کلید اینجا رو نگیریم کی رو باید ببینیم؟![]()
البته بهش گفتم فعلا یه پست می نویسم واکنش مخاطبا رو ببینم اگه خوب بود باز هم میام اینجا و مینویسم.![]()
پس........................ هم اکنون نیازمنده یاری نظری شما هستم.![]()
6
متنفرم از بهار از گرده افشانی از نوید زندگی دوباره!!!!
بابا کدوم زندگی دوباره هووم؟!
این زندگی حتی ارزش تکرار هم نداره!
درست مثل فیلم های کشک بادمجونی ایرانی که...
2
امروز بعد از مدت ها یه چیز امیدوار کننده دیدم!
شاید فردا روزه بهتری نسبت به امروز بشه!!!
4
ارزش یه هدیه همیشه معنویه نه مادی!
همین قدر که آدم می دونه طرف مقابلش به فکرش بود خودش کلیه مگه نه؟!
کادو دادن یه چیز گرون شاید برای چشم و هم چشمی باشه هووم؟!
1
بابا چرا همش پنهون کاری می کنی و لاپوشانی؟!
بی خیال همه این چیزا بیا و خیلی راحت بگو که تو دلت چی میگذره!
بیا و همون آدمه سابق شو همونی که همه چیز رو راحت میگفت!!!(اینا رو یکی دیشب بهم گفت)
هووم؟! چشم!( اینم جوابه من!)
5
همچنان عطسه می کنم!
همچنان از چشمام اشک میاد...
و همچنان...
خب الرژیم هنوز ادامه داره!
این که این همه مقدمه چینی نداشت هووم؟!
پ.ن: حتی شماره ها هم با من سره ناسازگاری دارن! حتی شماره ها...
پ.ن: خدایا یا تمومش کن یا...
پ.ن: باز هم سکوت!!!
1
آیا بهتر نیست که با خبر بروم تا اینکه بدونه خبر و یک هویی ببینین شاید بیش از چند ماه نمی نویسم و دیگه هرگز ننوشتم؟!
2
آیا اجبار برای رفتن تغییری هم ایجاد میکند؟!
یکی بهم گفت رفتن همیشه هست این رو الان خوب دارم حس میکنم خوب!!!
3
جایه تو اینجا خالیه...
فرهاد عزیزم می دونم میایی اینجا رو میخونی و...
از خانومت فرناز جونم تشکر کن که این مدت خیلی خوب بود که همش پیشم بودین بات بدیش اینجاست که...
به قوله خودت... خیلی دلم تنگه برات...
4
براستی کچل زیباست یا این هم محض دلخوشی میگن هووم؟!
داشتم تصور میکردم به تدریج کچل شم و برم سره کلاس...
ری اکشن دانشجو هام باید دیدنی باشه هووم؟!
5
این بند مخاطب خاص داره!!!
می دونم بی خبر یه مدتی آپ نکردم!
حالم خوبه!
من خوبم خب؟!!!!!
می دونم آهنگ هایه فرهاد رو گوش میکنی و می دونی که منم دیوانه وار این چند وقته دارم گوش میدم به آهنگ هایه قشنگش!!!
6
نمی دونم کاره درستی میکنم که نمی گم خداحافظ یا نه!!!
فعلا که هستم میخوام دست و پا بزنم واسه بودنم!
7
سکوت شاید بهترین جمله این بند باشه...
پ.ن:شاید فردا روزه بهتری باشه شاید این بازی هم تموم شه و...
پ.ن: بد به دعا نیاز دارم بد!!!
1
نبودم
شاید یه مدت طولانی!
به استثنا پست تبریک تولد حضرت پدر که نوشتنش واجب بود!
منظورم همین پست قبلیه!
2
عید
الرژی
عطسه
اشک
و...
3
امروز 8 فروردینه هووم؟!
چه زود میگذره روزهایه کسل و کش داره بهاری!
تناقض داشت کلمات جمله بالا هووم؟!
خسته کنندست روزهایه بهاری با خمیازه هایه بلند کشدارش!
مهمانی و مهمان!
عید دیدنی هایه از سره تکلیف!
و ملات شدنه اعصابت تو استانبلی یک مشت بچه فامیل به وسیله جیغ و دادها و ونگ ونگ ها و شیطنت هاشون!
4
انتظار تایم رفتن عذاب آوره هووم؟!
وقتی داری میبینی بالاخره مجبور شدی که بری و...
5
انگلیس برای اونهایی که میخوان از مملکت اسلامی برن بهتره! نه...
تیکه بدی بود آقا مسعود!
6
7
دسته اون برادر ها و خواهر هایه زحمت کشی که آرای سفید انتخابات رو از رویه نیت قلبی رای دهنده میخوندن درد نکنه خدا خیرشون بده ان شا الله!
8
ایلیا مسافرتت چی شد امسال جایی نمیری؟!
هووم؟!
من امسال اینجا مسافرم!
9
دارم جواهر ک.ل.ا.م گوش میدم!
خیلی آهنگاش رو دوست دارم و ایضا شخصیتش رو همچین جلف نیست!
10
راستی توجه کردین که امسال بوی عیدی نمیومد؟!
پ.ن: در انتظار رفتن روزهایه آخرم رو میخوام بابه میل خودم زندگی کنم بدونه پای بندی به هیچ کدوم از قول و قرار ها و...
پ.ن: قراره از 17 فروردین تا لحظه رفتن برم تو یه روزنامه مطلب بنویسم و... به قوله یکی می خوایی بری تا این قید و بند هایی که دوره خودت ساختی رو پاره کنی هووم؟!
پ.ن: همه چیز تموم شد همه چیز و سکوت...
La lumièr se donne à qui sait l' accueillir
Je t'aime
Je t'aime pour toutes les femmes que je n'ai pas connues
Je t'aime pour tous les temps où je n'ai pas vécu
Pour l'odeur du grand large et l'odeur du pain chaud
Pour la neige qui fond pour les premières fleurs
Pour les animaux purs que l'homme n'effraie pas
Je t'aime pour aimer
Je t'aime pour toutes les femmes que je n'aime pas
Qui me reflète sinon toi-même je me vois si peu
Sans toi je ne vois rien qu'une étendue déserte
Entre autrefois et aujourd'hui
Il y a eu toutes ces morts que j'ai franchies sur de la paille
Je n'ai pas pu percer le mur de mon miroir
Il m'a fallu apprendre mot par mot la vie
Comme on oublie
Je t'aime pour ta sagesse qui n'est pas la mienne
Pour la santé
Je t'aime contre tout ce qui n'est qu'illusion
Pour ce coeur immortel que je ne détiens pas
Tu crois être le doute et tu n'es que raison
Tu es le grand soleil qui me monte à la tête
Quand je suis sûr de moi
تو را به خاطر تمام روزهایی که نزیسته ام
دوست دارم
به خاطر هستی بیکران ، به خاطر بوی گرم نان
به خاطر برفهایی که ذوب می شوند برای گلهای تازه سر برآورده
دوست دارم
تو را به جای تمام حیواناتی که نمی هراسند از انسانها
تو را به خاطر دوست داشتن
دوستت دارم
تو را به جای تمام زنانی که دوست نداشته ام دوست دارم
چه کسی بازتاب من است ؛ جز تو ،
اگر نبودی من خود را بیش از این خُرد می شمردم
و بی تو
جز پهنه ا ی بیکران نمی دیدم
میان گذشته و امروزم
...
از خلال جداره های آیینه ام نمیتوانم عبور کنم
لازم بود برایم تا زندگی را لغت به لغت بیاموزم
آنچنان که از یاد برده بودمش
تورا دوست دارم ، به خاطر دانِشت که از آن من نیست
به خاطر سلامتی
تو را در مقابل همه ی آنچه که جز وهمی نیست
به خاطر این قلب ی که جاودانه می تپد ، که باز نمی دارمش
دوست دارم
تو گمان میکنی که تردیدی
گرچه گواهی
تو آن آفتاب بزرگی که در سرم شکل میگیرد
آن هنگاهی که از خویشتن مطمئنم .
دوستت دارم
تو را به جای تمام زنانی که نشناخته ام
دوستت دارم
حضرت پدر عزیزم تولدت مبارک!
امیدوارم که بتونم باعث افتخارت بشم همونجوری که من به شما افتخار میکردم و می کنم و خواهم کرد!
دوستت دارم بهترین و مهربان ترین پدر دنیا!
پ.ن: بدونه پی نوشت!