تبليغاتX
نوشته - این روزها

این روزها زمان خیلی دیر میگذره

این روزها به قول ایلیا انگار روزهای خمیازه های کشداره

این روزها غصه هام هم زیاد شده

روزهای اخر بودن

روزهای اول رفتن

روزهای خوب دور هم جمع شدن

اخر بودن و اول رفتن موجرم و دور هم جمع شدن کله خانواده

این روزها خوشحالم که یه کوه محکم پشتمه یه کوهی که می تونم با خیال راحت بهش تکیه بدم و اصلا استرس خالی شدن پشتم رو نداشته باشم

خیلی خوبه ادم یه داداش قوی داشته باشه نه؟

قوی نه از بابت قدرت بدنی بلکه از نظر حفظ روحیه از لحاظ اینکه یه تکیه گاه ست

پست قبلی ایلیا رو چندین بار خوندم

چندین و چند بار

خیلی فشار روشه ولی خوب خودش رو حفظ کرد

یعنی این همون ایلیا کوچولوییه که لب باغچه جیش میکرد؟

همونی که باغچه رو میکند که به اون طرف زمین برسه و ببینه که پشتش چیه؟

این همون پسر بچه شر و تخسیه که با چشماش اسیرم کرد؟

همون که چشمایه گیرایی داشت؟

هنوزم که هنوزه وقتی نگام به ته چشماش میوقته دلم میلرزه

و این روزا وقتی جرات نگاه کردن به ته ته ته چشماش رو پیدا میکنم و اینکار رو انجام میدم دلم بیشتر میلرزه چون یه غم غریب اونجاست یه غمی که داغ ادم رو تازه میکنه

انگار همه غم های دنیا رو ریختن تو ته چشماش ولی چهرش و حرفاش و خنده هاش هیچی نشون نمیده

این روزها زمان دیر میگذره

چون

وقت عمل پدر نمیشه

چون بیقراری های پدر از بلاتکلیفی روی ما هم اثر گذاشت

ولی

ایلیا که هست خیالم راحته

همینه که میگم من یه تکیه گاه محکم و قوی واسه خودم پیدا کردم

این روزها غصه ام میگیره وقتی رفت چی کار کنم وقتی کیلومتر ها بینمون فاصله افتاد چی؟

یعنی با وجود کیلومتر ها فاصله باز هم میتونم بهش تکیه کنم؟

این روزها زمان خیلی زود میگذره

انگار ثانیه ها با هم مسابقه دو گذاشتن و دقیقه ها و ساعت ها

روزها و هفته ها خیلی زود میان و میرن

این روزها که ایلیا عزم رفتن داره

روزها و شب ها انگار خیلی عجله دارن

بی خیالی ظاهری ایلیا و دعوتش به بیخالی ما بیشتر اذیتم میکنه

شاید من هم باید بار و بنه ام رو جمع کنم و برم

برم یه جایه دور

یواش یواش باید عادت به تنهایی کنم

ولی دلم نمی خواد تکیه گاهم از بین بره حتی اگه پیشم نباشه

حتی اگه

حتی اگه قرار باشه ایلیا یه خانواده جدید شه

کاری که تصورش هم برامون غیر منتظره بود و هست

این روزها ایلیای من بزرگ شده

مرد شده

حس خوب تکیه گاه رو واسم بوجود اورده

همیشه سلامت و پیروز باشی مرد بزرگ من

بهت افتخار میکنم

بهت افتخار میکنیم

من و پدر و مادر

و

بهت افتخار میکنه حتما

 

+ نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت 17:27 توسط ایلیا |