این روزها زمان خیلی دیر میگذره![]()
این روزها به قول ایلیا انگار روزهای خمیازه های کشداره![]()
![]()
این روزها غصه هام هم زیاد شده![]()
روزهای اخر بودن![]()
روزهای اول رفتن![]()
روزهای خوب دور هم جمع شدن![]()
اخر بودن و اول رفتن موجرم ![]()
و دور هم جمع شدن کله خانواده![]()
![]()
![]()
این روزها خوشحالم که یه کوه محکم پشتمه یه کوهی که می تونم با خیال راحت بهش تکیه بدم و اصلا استرس خالی شدن پشتم رو نداشته باشم![]()
خیلی خوبه ادم یه داداش قوی داشته باشه نه؟![]()
قوی نه از بابت قدرت بدنی
بلکه از نظر حفظ روحیه از لحاظ اینکه یه تکیه گاه ست![]()
پست قبلی ایلیا رو چندین بار خوندم![]()
چندین و چند بار![]()
خیلی فشار روشه ولی خوب خودش رو حفظ کرد![]()
یعنی این همون ایلیا کوچولوییه که لب باغچه جیش میکرد؟![]()
همونی که باغچه رو میکند که به اون طرف زمین برسه و ببینه که پشتش چیه؟![]()
![]()
این همون پسر بچه شر و تخسیه که با چشماش اسیرم کرد؟![]()
همون که چشمایه گیرایی داشت؟![]()
![]()
هنوزم که هنوزه وقتی نگام به ته چشماش میوقته دلم میلرزه![]()
و این روزا وقتی جرات نگاه کردن به ته ته ته چشماش رو پیدا میکنم و اینکار رو انجام میدم دلم بیشتر میلرزه چون یه غم غریب اونجاست یه غمی که داغ ادم رو تازه میکنه![]()
![]()
انگار همه غم های دنیا رو ریختن تو ته چشماش ولی چهرش و حرفاش و خنده هاش هیچی نشون نمیده![]()
این روزها زمان دیر میگذره ![]()
چون ![]()
وقت عمل پدر نمیشه![]()
چون بیقراری های پدر از بلاتکلیفی روی ما هم اثر گذاشت![]()
ولی![]()
ایلیا که هست خیالم راحته![]()
همینه که میگم من یه تکیه گاه محکم و قوی واسه خودم پیدا کردم![]()
این روزها غصه ام میگیره وقتی رفت چی کار کنم وقتی کیلومتر ها بینمون فاصله افتاد چی؟![]()
یعنی با وجود کیلومتر ها فاصله باز هم میتونم بهش تکیه کنم؟![]()
این روزها زمان خیلی زود میگذره![]()
انگار ثانیه ها با هم مسابقه دو گذاشتن و دقیقه ها و ساعت ها![]()
روزها و هفته ها خیلی زود میان و میرن![]()
این روزها که ایلیا عزم رفتن داره ![]()
روزها و شب ها انگار خیلی عجله دارن![]()
بی خیالی ظاهری ایلیا و دعوتش به بیخالی ما بیشتر اذیتم میکنه![]()
شاید من هم باید بار و بنه ام رو جمع کنم و برم![]()
برم یه جایه دور![]()
یواش یواش باید عادت به تنهایی کنم![]()
ولی دلم نمی خواد تکیه گاهم از بین بره حتی اگه پیشم نباشه![]()
حتی اگه![]()
حتی اگه قرار باشه ایلیا یه خانواده جدید شه![]()
کاری که تصورش هم برامون غیر منتظره بود و هست![]()
این روزها ایلیای من بزرگ شده![]()
مرد شده![]()
حس خوب تکیه گاه رو واسم بوجود اورده![]()
همیشه سلامت و پیروز باشی مرد بزرگ من![]()
بهت افتخار میکنم ![]()
بهت افتخار میکنیم![]()
من و پدر و مادر![]()
و![]()
بهت افتخار میکنه حتما![]()